اهانت به پیامبر اعظم (ص) را محکوم می کنیم

 حدیث

حدیث
احادیث از امامان معصوم (ع) 
قالب وبلاگ

قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : اَثْقَلُ ما یُوضَعُ فی المیزانِ الْخُلْقُ الْحَسَنِ

.

«
تنبیه الخواطر، ج 2، ص 180»

رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: سنگین ترین چیزی كه در ترازوی اعمال قرار داده می شود خلق نیكوست.

سئل رسول الله - صلی الله علیه و آله - : «اَیُّ الاعمالِ اَفْضَلُ؟ قالَ: حُسْنِ الْخُلقِ

.

«
تنبیه الخواطر، ج 2، ص 180»

از رسول خدا - صلی الله علیه و آله - پرسیدند: برترین اعمال كدام است؟ فرمود: خلق نیكو.

قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : انَّكُمْ لَنْ تَسَعُوا النّاسَ بِاَمْوالِكُمْ فَسَعُوهُم بِبَسْطِ الْوُجُوهِ وَ حُسنِ الخُلقِ

.

«
تنبیه الخواطر، ج 2، ص 180»

رسول خدا- صلی الله علیه و آله - فرمود: شما هایی كه نمی توانید با مالتان به مردم گشایش دهید، با گشاده رویی و نیك خلقی به آنها گشایش دهید.

قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : اَوَّلُ ما یُوضَعُ فی میزانِ الْعَبدِ یَوْمَ الْقِیامَةِ حُسْنُ خُلْقِهِ

.

«
قرب الاسناد، ص 46»

رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: نخستین چیزی كه روز قیامت در ترازوی اعمال بنده گذاشته می شوداخلاق نیک اوست

قال الامام علی - علیه السّلام - : حُسنُ الخُلقِ فی ثَلاثٍ، اجتِنابُ المَحارِمِ وَ طَلَبُ الحَلالِ وَ التَّوسُّعِ عَلی الْعِیالِ.

«
بحارالانوار، ج 71، ص 394»

امام علی - علیه السّلام - فرمود: حسن خلق در سه چیز است: دوری كردن از كارها و امور حرام، طلب امور حلال و فراهم آوردن آسایش برای خانواده.

عن الامام الصادق - علیه السّلام - : لَمّا سُئِلَ عَنْ حَدِّ حُسنِ الْخُلقِ: تُلینُ جانِبَكَ و تُطَیِّبُ كَلامَكَ و تَلقی أخاكَ بِبِشْرٍ حَسَنٍ

.

«
معانی الاخبار، ص 253»

امام صادق - علیه السّلام - در پاسخ به پرسش از حدّ و معنای حسن خلق فرمود: حسن خلق این است كه نرم خو و مهربان باشی، گفتارت پاكیزه و مودبانه باشد و با برادر (دینی ات) با خوشرویی رفتار كنی.


قال الامام علی - علیه السّلام - : حَسِّن خُلْقَكَ یُخَفِّفُ اللهُ حِسابَكَ

.

«
امالی الصدوق، ص 174، ح 9»

امام علی - علیه السّلام - فرمود: اخلاقت را نیكوگردان تا خداوند حسابت را آسان گیرد.

قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : اَلا اُنَبِّئُكُم بِخیارِكُمْ؟ قالوا بلی یا رَسولَ اللهِ. قال: أحاسِنُكُمْ أَخْلاقاً أََلْمُوَطِّئوُنَ اَكْنافاً

. . . .

«
بحارالانوار، ج 71، ص 396»

رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: آیا شما را از بهترین افرادتان خبر ندهم؟ عرض كردند: چرا ای رسول خدا - صلی الله علیه و آله -. حضرت فرمود: خوش اخلاق ترین شما (بهترین افرادتان هستند و آنان کسانی هستند که) نرمخو و بی آزارند، با دیگران انس می گیرند و دیگران نیز با آنان انس و الفت می گیرند.

قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : مَنْ حَسَّنَ خُلْقَهُ بَلَّغَهُ اللهُ دَرَجَةَ الصّائمِ الْقائمِ

.

«
عیون اخبار الرضا - علیه السّلام -، ج 2، ص 71»

رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: آن كه اخلاق خویش را نیكو گرداند خداوند او را به مقام روزه گیر شب زنده دار برساند.

قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : سُوءُ الْخُلْقِ یُفْسِدُ اْلعَمَلَ كما یُفْسِدُ الْخِلُّ الْعَسَلَ

.

«
تنبیه الخواطر، ج 2، ص 180»

رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: بد خلقی عمل را تباه می سازد، چنانكه سركه عسل را فاسد می كند.

قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : سُوءُ الْخُلْقِ ذَنْبٌ لا یُغْفَرُ

.

«
المحجة‌ البیضاء، ج 5، ص 93»

رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: بدخویی، گناهی نابخشودنی است.


قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : خِصْلَتانِ لا یَجْتَمِعانِ فی مُؤمِنٍ، الْبُخْلُ وَ سُوءُ الْخُلْقِ

.

«
شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 6، ص 337»

رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: دو خصلت در مؤمن فراهم نیاید، بخل ورزی و اخلاق بد.

قال الامام الصادق - علیه السّلام - : اَللَّحْمُ یُنْبِتُ اللَّحْمَ وَ مَنْ تَركَ اللَّحْمَ ارْبَعینَ یَوماً ساءَ خُلْقُهُ

.

«
الكافی، ج 6، ص 309»

امام صادق - علیه السّلام - فرمود: گوشت، گوشت می رویاند و هر كس چهل روز گوشت نخورد، بد اخلاق می شود.




31.
قال الامام علی - علیه السّلام - : مَنْ ساءَ خُلْقُهُ فَاَذَّنوا فی اُذُنِهِ.

«
بحارالانوار، ج 62، ص 277»

امام علی - علیه السّلام - فرمود: هر كه بدخوی شد به گوشش اذان بگویید.



قال رسول الله - صلی الله علیه و آله - : اِنَّما تَفسیرُ حُسنِ الْخُلْقِ ما أَصابَ الدُّنیا یَرضی و انْ لَمْ یُصِبْهُ لَمْ یَسخَطْ

.

«
كنزالعمال، ح 5229»

رسول خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: معنای حسن خلق این است كه اگر دنیا به انسان رو كرد راضی و خوشنود باشد و اگر رو نكرد خشمگین و ناراحت نشود.


داستان امام علی و فرد کتابی

:

روزی امام علی علیه السلام در زمان خلافتشان از شهر کوفه خارج شدند. ایشان دأبشان این نبود که وقتی به جایی می روند به عنوان اینکه خلیفه و امیرالمؤمنین هستند با اسکورت بروند، ساده می رفتند و ساده هم می آمدند. در برگشتن با یک نفر کتابی برخورد کردند و با یکدیگر مصاحب و همراه شدند. قهرا دو مصاحب راه یکدیگر را می پرسند، حضرت فرمودند من می روم کوفه، تو کجا می روی؟ جای دیگری را گفت که یک مقدار از راه را با یکدیگر مشترک بودند و نزدیک کوفه او راهش جدا می شد. گفتند خوب، پس با همدیگر باشیم. آن شخص می دانست که رفیقش مسلمان است. حضرت هم که می دانستند او اهل کتاب است، با همدیگر صحبت کنان آمدند تا به سر دو راهی شاهراه کوفه و راه فرعی رسیدند، او قهرا راه فرعی را گرفت. حضرت هم شاهراه را رها کردند و دنبال او آمدند. آن شخص گفت: شما که گفتی من به کوفه می روم. فرمود بله به کوفه می روم. پرسید: پس چرا از این طرف می آیی؟ فرمود برای اینکه ما با یکدیگر چند ساعت مصاحبت کردیم و مصاحبت حق ایجاد می کند و تو به گردن من حق پیدا کردی. به دلیل اینکه تو بر من ذی حق هستی من می خواهم تو را چند قدم بدرقه کنم. نوشته اند همان جا فکری کرد و گفت: پیغمبر شما به دلیل این اخلاق حسنه ای که دستور داد، به این سرعت دینش دنیا را گرفت " و بعد خداحافظی کردند و او حضرت امیر علیه السلام را نشناخت ولی این خاطره به شکل عجیبی در ذهنش بود تا یک وقتی به کوفه آمد و قهرا در جستجوی همان رفیقش بود. روزی آمد خلیفه را دید، و فهمید رفیق بین راه، خود خلیفه است. آنجا بود که شهادتین را گفت و مسلمان شد و یکی از اصحاب خاص امیرالمؤمنین گردید

.

فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَليظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ

حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلينَ (159)

به(بركت) رحمت الهى، در برابر آنان[ مردم] نرم(و مهربان) شدى! و اگر خشن و سنگدل بودى، از اطراف تو، پراكنده مىشدند. پس آنها را ببخش و براى آنها آمرزش بطلب! و در كارها، با آنان مشورت كن! اما هنگامى كه تصميم گرفتى، (قاطع باش! و) بر خدا توكل كن! زيرا خداوند متوكلان را دوست دارد. (159) ال عمران

 

همچنین در تفسیر آیه ۴ سوره قلم (وَ إِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظیم)، پیامبر اکرم صلی اللّه‌علیه‌وآله‌وسلم

 

 

[ چهارشنبه یکم مرداد 1393 ] [ 1:58 ] [ سید حسن و سید علی اقا ] [ ]
معنی
برانگيخته شدن، بيرون آوردن

 

علت نامگذاری

آيه دوم سوره مي باشد كه رانده شدن يهود بني نضير را از مدينه و پاكسازي اين سرزمين مقدس مطرح مي كند چون آنان قومي بودند كه به مسلمانان خيانت كردند و پيمان شكني نموده و نقشه قتل رسول خدا (ص) را كشيده بودند. حشر يعني يكجا جمع شدن و چون مسلمانان يكجا جمع شدند و با يك حركت جمعي و مقدس خود، آن قبيله را اخراج و تبعيد كردند به اين نام ناميده شده است.

 

اوست آن خدايى كه نخستين بار كسانى از اهل كتاب را كه كافر بودند، از خانه‏هايشان بيرون راند و شما نمى‏پنداشتيد كه بيرون روند. آنها نيز مى‏پنداشتند حصارهاشان را توان آن هست كه در برابر خدا نگهدارشان باشد. خدا از سويى كه گمانش را نمى‏كردند بر آنها تاخت آورد و در دلشان وحشت افكند، چنان كه خانه‏هاى خود را به دست خود و به دست مؤمنان خراب مى‏كردند. پس اى اهل بصيرت، عبرت بگيريد. (2)

[ پنجشنبه سی ام آبان 1392 ] [ 15:58 ] [ سید حسن و سید علی اقا ] [ ]
معني):گفتگو و جدل.

(علت نامگذاري):آيه اول سوره كه گفتگوي زني با پيامبر(ص)را درباره شوهرش مطرح مي كند و حكمي كه حل مشكل آن زن از سوي خدا نازل شده است

(مأخذ نامگذاري):سوره مجادله به معني گفتگو كردن(در اين سوره موضوع گفتگوي زني با پيامبر در مورد شوهرش بيان شده است)مأخذ نامگذاري آيه اول سوره است

(نامهاي ديگر):ظهار،قد سمع.

قَدْ سَمِعَ الله قَوْلَ الَّتي تُجادِلُكَ في زَوْجِها وَ تَشْتَكي اِلَي الله

اين سوره درباره خوله دختر ثعلبه زن اوس بن صامت برادر عباده نازل شده كه او را در حال سجده ديد و چون نمازش تمام شد خواست از او كام بگيرد امّا زن امتناع كرد، اوس به خشم آمد و او زود خشمگين مى‏شد پس او را ظهار كرد زن خدمت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله آمد و گفت: اوس در حالى كه جوان و مورد رغبت بودم با من ازدواج كرد و چون سنّى از من گذشته و فرزندانم زياد شده مرا به منزله مادرش قرار داده (ظهار كرده) است پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله فرمود: تو بر شويت حرام شده‏اى، زن عرض كرد: اى رسول خدا اسمى از طلاق برده نشده و او پدر فرزندان من است و هم چنان مى‏گفت: از اين بد حالى و گرفتارى به درگاه خدا شكايت مى‏كنم، كه «قَوْلَ الَّتِي تُجادِلُكَ» نازل شد، يعنى زنى كه راجع به كار شوهرش حال خود را پياپى مى‏گفت و بد حالى خويش و شكايتش را به درگاه خدا اظهار مى‏كرد.
وَ اللَّهُ يَسْمَعُ تَحاوُرَكُما خدا گفتگوى شما را مى‏شنود.

[ پنجشنبه سی ام آبان 1392 ] [ 15:51 ] [ سید حسن و سید علی اقا ] [ ]

(معني):آهن.

(علت نامگذاري):آيه 25 سوره كه سخن از آهن و منافع آن(منافع صنعتي،نظامي و)به عنوان مظهر قدرت در كنار ياد كردن كتاب و ميزان ياد مي كند.

(مأخذ نامگذاري):سوره حديد به معني آهن مأخذ نامگذاري آيه 25 سوره است

(نامهاي ديگر):ندارد.

(ترتيب نزول و جمع آوري سوره حديد):

(ترتيب آغاز و پايان سوره حديد):

آغاز:«سَبَّحَ لله ما فِي السَّمواتِ وَ الارْضِ وَ هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ».

پايان:«وَ اَنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ الله يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ الله ذُوالْفَضْلِ الْعَظيمِ»

[ پنجشنبه سی ام آبان 1392 ] [ 15:47 ] [ سید حسن و سید علی اقا ] [ ]

(علت نامگذاري):آيه اول اين سوره است كه يكي از نامهاي قيامت است حادثه اي كه بدون شك واقع خواهد شد و بر پايي قيامت كبري را خبر مي دهد

(مأخذ نامگذاري):سوره واقعه يكي از نامهاي قيامت است به معني واقع شونده مأخذ نامگذاري آيه اول سوره است.

ترتيب آغاز و پايان سوره واقعه):

آغاز:«اِذا وَقَعَتِ الْواقِعَهُ لَيْسَ لِوَقْعَتِها كاذِبَهٌ».

پايان:«فَسَبِّحْ بِاَّسْمِ رَبِّكَ الْعَظيمِ».

[ پنجشنبه سی ام آبان 1392 ] [ 15:45 ] [ سید حسن و سید علی اقا ] [ ]
سوره "الرحمن" را عروس قرآن گفته‌اند، زیر هر چیز زیبا و با منظره‌ای را عروس می‌نامند و سوره الرحمن به خاطر برشمردن نعمت‌های فراوان الهی با اسلوب خاص خود یکی از سوره‌های بسیار زیبا و جالب قرآن است. در حدیث پیامبر(ص) آمده است: "هر چیزی عروسی دارد، و عروس قرآن سوره الرحمن است.

در روایات اسلامی سوره "یس" قلب قرآن نامیده شده است.

معني):بخشنده.

(علت نامگذاري):آيه اول سوره كه از صفات خداوند مي باشد به عنوان تعليم دهنده قرآن و آفريننده انسان و آموزنده بيان رحمت واسعه خداوند كه سر آغاز اين سوره است و پيام آور رحمت الهي است

[ شنبه یازدهم آبان 1392 ] [ 21:26 ] [ سید حسن و سید علی اقا ] [ ]
معنی:ماه

(علت نامگذاري):آيه اول اين سوره كه خداوند مسأله شق القمر را كه يكي از معجزات پيامبر اسلام(ص)مي باشد مطرح كرده است(براي اثبات نبوت و  حجت).

:«اِقْتَرَبَتِ السّاعَهُ وَ انْشَقَّ الْقَمَرُ».

 

 (آيه 1)- ماه شكافته شد! در آيه نخست، از دو حادثه مهم سخن به ميان آمده: يكى نزديك شدن قيامت است كه عظيمترين دگرگونى را در عالم آفرينش همراه دارد و سر آغازى است براى زندگى نوين در جهان ديگر، جهانى كه عظمت و گستردگى آن براى ما زندانيان عالم دنيا قابل درك و توصيف نيست.
و حادثه ديگر معجزه بزرگ «شق القمر» است كه هم دليلى است بر قدرت خداوند بزرگ بر هر چيز و هم نشانه‏اى است از صدق دعوت پيغمبر گراميش.                        برگزيده تفسير نمونه، ج‏5، ص: 27

داستان شق القمر

يكي از معجزاتي كه به دست پيامبر اكرم و به اذن الهي انجام گرفته مساله شق القمر است.
اين معجزه در مكه و قبل از هجرت به دست پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ ، انجام گرفت و مسلمانان چه شيعه و چه اهل تسنّن در اين مطلب، شكّي ندارند. قرآن مجيد و روايات مستفيض(نزديك به متواتر) بر اين معجزه دلالت دارند.[1] داستان شق القمر از اين قرار است که «مشرکان نزد رسول خدا آمدند و گفتند: اگر راست مي گويي و تو پيامبر خدايي، ماه را براي ما دو پاره کن! فرمود: اگر اين کار را کنم ايمان مي آوريد؟ عرض کردند آري ـ و آن شب، شب چهاردهم ماه بود ـ پيامبر از پيشگاه پروردگار تقاضا کرد، آن چه را خواسته اند به او بدهد، ناگهان ماه به دو پاره شد و رسول الله آن ها را يک يک صدا مي زد و مي فرمود: ببينيد.»[2] بدين ترتيب در سال پنجم، قبل از هجرت، خداوند متعال چنين معجزه اي را به دست پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ جاري مي كند. كه ماه به دو نيم تبديل شده، مردم آن را مي بينند؛ سپس دوباره به حالت اول برمي گردد، هر چند مشركين، طبق عادت شان، اين معجزه را انکار کردند كه اين عمل(معجزه)، سحر مي باشد. به دنبال اين معجزه، آيات ابتدايي سوره قمر نازل مي شود: «أقتربت الساعة وانشقّ القمر و إن يروا آيةً يعرضوا و يقولوا سحر مستمر ...»؛[3] ساعت نزديك شد و ماه بشكافت و اگر آيتي بينند روي برتابند و گويند جادويي است گذران(يا نيرومند) ...»

طباطبائي، سيد محمد حسين، تفسير الميزان، انتشارات اسماعيليان، چاپ دوم، 1372ج 19، ص 55، (با تلخيص و تصرّف)؛ و ر.ک: تفسير نمونه، دارالکتب الاسلاميه، چاپ بيست و دوم، 1382، ج23، ص 18-19.
[2]. مکارم شيرازي، ناصر، تفسير نمونه، تهران، دارالکتب الاسلاميه، چاپ بيست و دوم، 1382، ج23، ص 9؛ به نقل از مجمع البيان و کتاب هاي تفسيري ديگري ذيل آيه 1 سوره قمر.
[3] . قمر/ 1 و 2، ترجمه محمد كاظم معزّي.

 

[ جمعه سوم آبان 1392 ] [ 8:6 ] [ سید حسن و سید علی اقا ] [ ]
معنی :ستاره

علت نامگذاری

آيه اول سوره كه خداوند به ستاره، آن هنگام كه فرود آمده و غروب كند قسم ياد كرده است

1- قسم به ستاره وقتى كه فرود آيد.

[ جمعه سوم آبان 1392 ] [ 7:59 ] [ سید حسن و سید علی اقا ] [ ]

(معني):نام يك كوه در سينا.

(علت نامگذاري):آيه اول مي باشد كه خداوند به كوه مقدس طور سينا محل مناجات موسي(ع)با خداوند سوگند خورده است

وَ الطُّورِ وَ كِتابٍ مَسْطوُرٍ في رَقٍّ مَنْشُورٍ

قسم بطور (1)
و كتاب نوشته شده (2)
در ورقى گشوده (3)

[ جمعه سوم آبان 1392 ] [ 7:56 ] [ سید حسن و سید علی اقا ] [ ]
معنی
پراكنده كنندگان

 

علت نامگذاری
به تناسب نخستين آيه اين سوره مي باشد كه به فرشتگان يا بادهايي سوگند خورده كه اشاره اي است به تدبير عمومي خدا در جهان از طريق فرشتگان يا بادها

سوگند بپراكنده كنندگان پراكنده كردنى (1)

علامه طبابایی در مورد معنای آیه فرمود:جمله" وَ الذَّارِياتِ ذَرْواً" سوگند مى‏خورد به نسيم‏هايى كه خاك را بلند مى‏كند و به هوا مى‏برد

 

[ جمعه سوم آبان 1392 ] [ 7:53 ] [ سید حسن و سید علی اقا ] [ ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

با سلام
لطفا از پیوندهای وبلاگ هم دیدن
بفرمایید ضرر نمی کنید.
لینک دوستان
امکانات وب
دانلود کد پخش کننده رهبر1
دریـــــافــت کـــــد

MP3 لینک دانلود

PageRank

سربازان امام مهدی (ع)

علامه نورانی-علامه ناشناخته(ذوالمعارج)